مطالب و طنز های زیبا برای تلگرام و معرفی گروههای تلگرام و پست برای تلگرام
مطالب و طنز های زیبا برای تلگرام و معرفی گروههای تلگرام و پست برای تلگرام
مادرم میگفت: شنیدم پسر همسایه خیلى مومن است
نمازش ترک نمى شود
زیارت عاشورا میخواند
روزه میگیرد
مسجد میرود
خیلى پسر با خداییست
لحظه اى دلم گرفت......در دلم فریاد زدم باور کنید منم ایمان دارم
دستهاى پینه بسته پدرم را دستهاى خدا میبینم
زیارت عاشورا نمى خوانم ولى گریه یتیمى در دلم عاشورا به پا میکند
به صندوق صدقه پول نمى اندازم ولى هرروز از آن دخترک فال فروش فالى را میخرم که هیچ وقت نمیخوانم
مسجد من خانه مادر بزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلى دلش شاد میشود
براى من تولد هر نوزادى تولد خداست و هربوسه اى تجلى او
مادرم، خداى من و خداى همسایه یکیست فقط من جور دیگرى او را میشناسم و به او ایمان دارم
خداى من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها
نویسنده
سهشنبه 26 اسفند 1393 ساعت 03:17