-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 23:05
دست مخترع کولر درد نکنه چون: اگه به ما بود الان یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!! یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...! اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندی و فقط بنده های واقعی و با...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 23:04
آقا دیدین روی درو یوار جاهای مهم میزنن : پارک = پنچری دیروز یه جا زده بود: پارک= انفجار ملت اعصاب ندارن
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 23:03
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 23:00
تنهایی را دوست دارم... عادت کرده ام که تنها با خودم باشم... دوستی می گفت:عیب تنهایی این است که: عادت می کنی خودت تصمیم بگیری تنها به خیابان میروی به تنهایی قدم میزنی پشت میز کافی شاپ به تنهایی می نشینی و آدمها را نگاه می کنی... ولی من به خاطر همین حس دوستش دارم... تنها که باشی نگاهت دقیق تر ومعنادار تر میشود چیزهایی...
-
ویژگیهای یک ایرانی
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 23:00
ویژگیهای یک ایرانی ۱) هرگز نمی گوید « من نمی دانم.» ۲) همیشه از دیگران توقع دارد و خودش را مسئول هیچ چیزی نمی داند. ۳) در همه مسائل صاحب نظر است و اگر درباره چیزی که نمی داند نظر ندهد دق می کند. ۴) خودش را موظف به انجام هیچ چیزی نمی داند و هر کاری که می کند بخاطر این است که به دیگران لطف دارد و بزرگوار است. ۵) هرگز...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:59
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:57
یک استادی داشتیم میگفت:صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر میکنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد؟خودم یا مرده شور؟ دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی است...پس شاد باش و عاشق...همیشه بخند....فراموش کن امروز را....درس بگیر فردا را....ببخش دیگران را.....چون تو لایق ارامشی....)
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:55
سمی ترین کلمه "غرور" است،بشکنش ... سست ترین کلمه "شانس" است،به امید آن نباش ... شایع ترین کلمه "شهرت " است،دنبالش نرو ... لطیف ترین کلمه "لطافت " است،آن را حفظ کن ... ضروری ترین کلمه "تفاهم " است،آن را ایجاد کن ... زیباترین کلمه "راستی" است،با آن رو راست باش...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:54
میخواستم استخدام بشم تو یه شرکت فنی .. ریسش به جای پرسیدن سوال فنی پرسید نماز آیات چند رکعته .. من هم که تعجب کرده بودم گفتم دو رکعت .. گفت بخون ببینم بلدی؟ گفتم شما زلزله برپا کن تا من بخونم هیچی دیگه رد شدم ... دو هفته بعد با پارتی اومدم اصلا سوال نپرسید و استخدام شدم البته دور قبلی شانس آورد نپرسید نماز میت چند...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:52
روش مصاحبه استخدام درایران با پارتی یارو:سلام حال شما چطوره؟ متقاضی:خوبم مرسی دایی جان سلام رسوند یارو:سلامت باشن رفتی خونه سلام ویژه بهشون برسون،شما هم فردا بیا سرکار از الان استخدامید روش مصاحبه استخدام درایران بدون پارتی یارو: تو هواپیما نشستی 30تا آجر داری یکیشو انداختی پایین چندتا موند؟ متقاضی: 29تا یارو: خب سه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:52
الان بچه شیش ماهه تخت دو نفره داره واسش موزیک لایت میذارن با نور کم تا بخوابه . . اونوقت زمان ما میذاشتنمون رو پاهاشون به حالت سانترفیوژ.... انقد تکونمون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا میشد میرفتیم تو کما .. بعد میگفتن چه معصومانه خوابیده :|
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:51
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:50
انصافا خارجیا چطو میخوان فارسی یاد بگیرن؟! ها= بله ها؟= چی؟ ها!= تعجب ها= چه میگی؟ ها= تایید حرف ها= برو خودتی ها ها ها= خوشحالی ها= چیه نیگا میکنی؟
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:50
حکم اعداﻡ ﺑﻮﺩ ... اﻋﺪﺍمی لحظه ای مکث کرد ﻭﺑﻮﺳﻪ ﺍی ﺑﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺯﺩ... ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺻـــﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ! ﺁﻗــﺎی ﺯندانی ﺍﻳﻦﭼﻪ کاﺭﻳﺴﺖ ؟ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰنی بر آنچه جانت را ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ؟! ﺯندانی خندﻩ ﺍی کرﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : بابا ﻟﺒﻢ ﻣﯿﺨﺎﺭﻩ دستامم که بستین چطوری بخارونمش پس؟!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:49
. ساعت شنی به من یاد داد باید خالی شوی تا پُر کنی... تا پُر کنی کسی را،دلی را،چشمی را،گوشی را.... خالی کنی خودت را از نفرت تا پُر کنی کسی را از عشق خالی کنی دلت را از غم تا پُر کنی دلی را از شادی خالی کنی چشمت را از کینه تا پر شود چشمی از آرامش خالی کنی گوش هایت را از دروغ تا پر کنی گوش هایی را از زمزمه های عاشقانه و...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:49
امروزت را ، با تکه های شکسته دیروز شروع نکن امروز روز دیگری است !! امروزت را پر از حس خوب کن ... حس خوب یعنی کودک ماندن حس خوب یعنی تکرار روز تولد حس خوب یعنی گول نزدن وجدان حس خوب یعنی بخشیدن دیگران حس خوب یعنی برداشتن بار پیر زن همسایه حس خوب یعنی ایستادن روی ترازوی پیرمرد حس خوب یعنی نوازش دستان مادر حس خوب یعنی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:48
کاسپارف معروف، در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند و او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که آماتور است ،برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم،...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:48
حکم اعداﻡ ﺑﻮﺩ ... اﻋﺪﺍمی لحظه ای مکث کرد ﻭﺑﻮﺳﻪ ﺍی ﺑﺮ ﻃﻨﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺯﺩ... ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ : ﺻـــﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ ! ﺁﻗــﺎی ﺯندانی ﺍﻳﻦﭼﻪ کاﺭﻳﺴﺖ ؟ ﺑﻮﺳﻪ ﻣﯿﺰنی بر آنچه جانت را ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ؟! ﺯندانی خندﻩ ﺍی کرﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : برو بابا ﻟﺒﻢ ﻣﯿﺨﺎﺭﻩ!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:47
مردها ، گریه در فقدان همسر می کنند بعد مرگ همسر خود، خاک بر سر می کنند در میان گریه هاشان، یک نظر! با قصد خیر بر رخ ناهید و مینا و صنوبر می کنند دلبری چون قرص ماه و خوشگل و کم سن و سال جانشین بی بدیل یار و همسر می کنند کج نیندیشید فکر همسر دیگر نی اند از برای بچه هاشان، فکر مادر می کنند!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:47
سوزش شلاقی که بیدارم کند را از نوازش دستی که خوابم میکند بیشتر دوست دارم . . . ولی مدیر گروه برعکسشو دوست داره
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:46
خدایا برای ساختن ادما خاک کم اوردی بعضیا را با لجن درست کردی دمت گرم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:45
دو شاگرد از استاد خود پرسیدند : منطق چیست؟ استاد گفت : دو مرد پیش من می آیند ؛ یکی تمیز و دیگری کثیف ؛ من به آنها پیشنهاد میکنم حمام کنند ؛ شما فکر میکنید کدامیک این کار را انجام دهند ؟ هردو شاگرد جواب دادند : مسلما کثیفه ،،، استاد گفت : نه ؛ تمیزه ؛ چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آنرا نمی داند ؛ پس چه کسی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:43
ﺩﺭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻧﻬﺎﯾﺶ " ﺑﻬﺸﺖ " ﺍﺳﺖ ... ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﯿﺸﻮﺩ ... ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﺩﺭ " ﺟﻬﻨﻢ " ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. . .
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:43
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:41
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:40
ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ، ﻭ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺗﻮﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ؛ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ .!!! . . . . ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ ؛ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، ﻫﻤﻪ ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ !! ﭘﻮﺗﯿﻦ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : « ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ » ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:40
درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت: شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم. خواجه گفت: من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی. پس درویش تاملی کرد وگفت: ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدائی آمده ام. این را بگفت و روانه شد. خواجه متأثر گشته از...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:39
چه تلخ است... "علاقه"ای که, "عادت" شود... "عادتی" که, "باور" شود... "باوری" که, "خاطره" شود... و, "خاطره"ای, که, "نابود" شود... و این, "تنها", "واقعیت" زندگیست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:39
وقتی روزگار تو را در شرایط سخت قرار داد نگو ،" چرا من؟؟ " بگو: " نشونت میدم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 22:38
من یه چیزایی رو میفهمم و یه چیزایی رو نمیفهمم . . . . فقط نمیدونم اونایی که میفهمم درستن یا اونایی که نمیفهمم !!!