تو را همچون قناری دوست دارم !
شبیه «صدهزاری» دوست دارم !
شبیه پول ِچای و پول ِرشوه !
چو افرادِ اداری دوست دارم !
«عراق» و «کابلی »، قلبا ، تو را من
چو شخص ِانتحاری دوست دارم !
تو هستی قطب و آفریقای قلبم !
تو را از بهر ِیاری دوست دارم !!
چو کاندیدای شوراها تو را من
در این ایام جاری دوست دارم !
اگرشام تو باشد چرب و چیلی
اگر داری ناهاری دوست دارم !
اگر چه نیستی پیکان و نیسان !
تو را قدرِ سواری دوست دارم !
تو را تا اینکه در یک جای دنجی
دمارم را درآری دوست دارم !!
خری می گفت با یک خر: «تو را من
برای خواستگاری دوست دارم »!
ندارم «زانتیا » و «ماکسیما» یی
تو را در پشت گاری دوست دارم !!
الا ای آدمِ خیلی منافق
تو را تا عمر داری دوست دارم!
اگر ماری بدان می خواهمت من
و یا چو سوسماری دوست دارم !!