-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:46
اﻣﯿﺮ کبیر ﮔﻔﺖ : دوران افول و عقب ماندگی ملتها زمانی شروع شد که؛ جای اندیشیدن را "تقلید" , جای تلاش و کوشش را "دعا" , جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را "قناعت" جای اراده برای رفتن و رسیدن را "قسمت" و جاى تصمیم عقلانى را "استخاره" گرفت.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:45
نمی دانم شب ها من شاعر می شوم و تو را غزل باران می کنم یا تو بهانه می شوی و من غزل غزل می بارم ؟!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:45
فقط یه مرد ایرانیه که باشلوار کردی، زیرپوش رکابی راه راه، با جورابایی که سر انگشتش سوراخه، یه هیکل داغون با شکم گنده، توی یه آپارتمان اجاره ای ٣٥ متری که پنج ماه هم اجاره عقب افتاده داره با یک بشقاب پر از شلغم تو دست بشینه روی یه کاناپه که فنرش جیرجیر میکنه، بعد کانال ماهواره رو عوض کنه و بگه این شکیرا باید زن من...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:40
مراقب باش روزگار هلت میدهد اما قرار نیست تو بیفتی اگر خودت را به آسمان گره زده باشی اوج می گیری به همین سادگی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:39
تاریکی که ترس ندارد… از مردمانی بترس که در روز روشن قصد تاراج انسانیت را دارند
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 00:39
لحضها را میگذرانیم تا به خوشبختی برسیم،، غافل از این که خوشبختی در همان لحضه ها بود....!!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 فروردین 1394 01:58
بس دشوار بوَد داوری کردن دربارۀ دیگران آموزگار، شاگردان را درسی خواست دادن و آن را در داستانی گنجاندن. پس آغاز گفتار کرد و گفت: "کشتی مسافران را بر عرشه داشت؛ در حال گردش و سیاحت بودند. قصد تفریح داشتند. امّا، همه چیز همیشه بر وفق مراد آدمی نیست. کشتی با حادثه روبرو شد و نزدیک به غرق شدن و به زیر آب فرو رفتن. روی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:40
بابام بهم میگه زمان ما بچه حق نداشت دست به کنترل بزنه . . . . . . . . . . . . . . سه روز دارم قانعش میکنم که زمان شما کنترل نبود میگه احترام که بوده
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:39
هر بار دندونم درد میگیره . . . . . زنگ میزنم چهارتا کلینیک قیمتا رو میپرسم خودش دردش خوب میشه... خیلی درکش بالاس
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:38
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻩ ﯾﺪﻭﻧﻪ ﻣاﺯﺭﺍﺗﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣـﺪ؛ ﺍﯾﻦ ﻣاﻩ ﺣﻘﻮﻗﻤﻮ ﺑﮕﯿﺮﻡ، . . . . . . . ﯾﻪ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣـﯿـﮕﯿـﺮﻡ ﻣﯿﺮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯿـﺒـﯿـﻨـﻤﺶ
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:37
فقط در زبان فارسی میشه ۱۹ تا فعلو با هم گفت. داشتم میرفتم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم× نه فاعلی نه مفعولی نه قیدی نه صفتی! یکی بخواد اینو به خارجی ترجمه کنه که بیچاره میشه یعنی یه همچنیم زبون پویایی داریم ما
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:36
مریدی لرزان نزد شیخ بشدی و عارض گشت:یا شیخ خوابی بس ترسناک بدیدمی شیخ گفت:بنال ببینم خواب چه دیده ای که بی قراری؟ مرید گفت:به خواب دیدم 3گرگ گرسنه مرا دنبال همی نمایند و گاهی بقدر یک مایل و گاهی دو مایل از من فاصله گرفته اما ناگه از تاریکی بیرون جسته و پاچه مرا به دندان گرفتندی ، در این میان کسی اندک گوشتی مرا بدادی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:35
امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال که بر باد فنا رفت...نخور به خدا حسرت دیروز عذاب است مردم شهر به هوشید...؟ هر چه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید که امشب سر هر کوچه خدا هست روی دیوار دل خود بنویسید خدا هست نه یکبار و نه ده بار که صد بار به ایمان و تواضع بنویسید خدا هست...خدا هست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:33
ﯾﺎﺩ ﯾﺎﺭﺍﻥ، ﯾﺎﺩ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﺎﺩ ﻟﯿﻼ، ﯾﺎﺩ ﺣﻴﺪﺭ، ﯾﺎﺩ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﺎﺩ ﮐﻮﮐﺐ، ﯾﺎﺩ ﮐﺒﺮﯼ، ﯾﺎﺩﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﺰﺭﮒ ﯾﺎﺩ ﺁﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺁﻣﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺑﺨﯿﺮ ﺷﻮﻕ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﺮﮒ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﯾﺨﺘﻨﺪ ﺷﻮﻕ ﺗﻌﻄﯿﻼﺕ، ﺑﺎ ﺑﺮﻑ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺸﻖ ﻭ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﺱ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ﺑﺨﯿﺮ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺁﻥ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:32
خدای من حکمت قدمهایی را که برایم بر میداری آشکار کن تا درهایی که برویم میگشایی ندانسته نبندم.... ودر هایی که به رویم میبندی به اصرار نگشایم
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:30
دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..." دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:28
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:23
عاقا من اهل جوکم و این مذهبیه,ولی قشنگه بخونید: فلسفه حرام بودن نگاه به نامحرم یک سؤال اساسی و یک جواب منطقی سؤال : از عالمی سوال شد:چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه کند و لذت ببرد؟ پاسخ : نگاه به حسن جمال جنس مخالف ضررهایی دارد که به طورخلاصه اشاره می شود: 1_ می بینی ، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچارافسردگی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:22
در من گرگی است... خسته از نبرد های پی در پی زندگی... در گوشه غار نشسته و زخم هایش را می لیسد... وای از روز انتقام ... همه را غار نشین خواهم کرد... فرار کنید مدیر گروه عصبیه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:21
اگر دل به دریایی نزنی باید با آب باریکه ای بسازی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:20
چقد زیبا گفت سیمین بهبهانی: میدانید از کی لر مظهر خنده شد؟! از وقتی که تو که خود را صاحب فرهنگ میدانی،مهمانش شدی!! و او تنها گوسفندش را برایت سر برید و با خوشرویی از تو پذیرایی کرد !! و آنگاه که به شهر پر زرق و برق تو آمد،آدرس ساندویچی سر کوچه را با نگاهی عاقل اندر سفیه به او نشان دادی !!! میدانی از کی لر مظهر خنده...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:19
وقتی ردپای مهربانیت را، در قلب کسی باقی بگذاری، همیشه بیشتر از حاضرین حاضر خواهی بود، حتی اگر غایب باشی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:18
ﺍﺯ زرتشت ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﺕ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﯽ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺒﺐ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮﯼ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ؟ ﮔﻔت ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ: ۱. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ! ۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ! ۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:18
وقتی دیدی یکی مثل نوک پرگار همه جوره پات ثابت ایستاده و هرطور بچرخی و بکِشی ... تکون نمیخوره ؛ توام دورش بِگرد... دورش نزن ..!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:10
هرگز زنت را تحقیر نکن. چون بار بیماری اش را سالها باید به دوش بکشی. هرگز به زنت بی اعتنایی نکن. چون سالها باید بی توجهی اش را تحمل کنی. هرگز به زنت پرخاش نکن. چون سالها سکوت مرگبارش را باید طاقت بیاوری. هرگز از محبت به روح او غافل نباش. چون سالها باید در بستری سرد بخوابی. هرگز او را مقابل دیگران کوچک مکن. چون به بزرگی...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:09
نیما یوشیج چه زیبا گفت : "فکر را پر بدهید" و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر "فکر باید بپرد" برسد تا سر کوه تردید و ببیند که میان افق باورها کفر و ایمان چه به هم نزدیکند .... "فکر اگر پربکشد" جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگ سینه ها دشت محبت گردد دستها مزرع گلهای قشنگ ...... "فکر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:09
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:08
طرف تو فرودگاه یه خانوم میبینه میره پیشش بهش میگه ببخشید من همسرم رو اینجا گم کردم امکانش هست چند دقیقه با شما صحبت کنم!؟ خانومه میگه چرا!؟؟؟؟؟ طرف میگه آخه هروقت با یه خانوم صحبت میکنم مثل جن پیداش میشه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:07
یک نفر میمیره میره بهشت روز اول ناهار نان وپنیرو خیار میدن روزدوم نان و پنیرو هندوانه میدن روز سوم ماست وخیار میدن. میگه برم جهنم ببینم اونجا جه خبره میبینه ناهار قورمه سبزى وسوپ غذا مفصله . میاد به دربان جهنم میگه چرا جهنم ناهار قورمه سبزى دارند اما ما هرروز حاضرى میخوریم میکه دلت خوشه برا چهار نفر تو بهشت که...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 03:06
خداوندکلاغ و طوطی رادریک شب هردو را سیاه و زشت آفرید. طوطی اعتراض کرد زیباوقشنگ شد.ولی کلاغ به رضای خداقانع شد. حالاکلاغ آزاداست. ولی طوطی در قفس.پس راضی باشید به رضای خدا پیامی ازطرف خدا: إمروز همه مسائلت رابه من بسپار.من آنهاراحل میکنم.تنها آرام باش وشادزندگی کن.اینگونه بیشتر دوستت دارم.. .روی هرپله که باشی خدا یه...