-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:18
بچه ای از باباش پرسید " مرد " یعنی چی؟ پدر: خـــــــــب! مرد به کسی میکن که به خانواده اش عشق می ورزه و با تمام وجود از اونها دفاع میکنه. دلسوز خانواده شه و هیچکس و هیچ چیزو به اون ها ترجیح نمیده.تمام تلاشش رو برای خوشبختی اونا انجام میده و از هیچ فداکاری دریغ نمیکنه و همه جوره خانوادش رو حمایت میکنه. بچه :...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:16
صفا و صلح و یکرنگی در این عالم قدیمی شد توقع از رفیق و مونس و همدم قدیمی شد به جان حضرت آدم که آدم هم در این عالم قدیمی شد بخند ای دوست ، بزن لبخند که میترسم از آن روزی که گویند خنده هم کم کم قدیمی شد
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:15
فرهنگ یعنی : بدون اجازه کسی از او فیلم و عکس نگیریم . فرهنگ یعنی : میزان درآمد و حقوق دیگران به ما ربطی ندارد . فرهنگ یعنی : کسی تو گوشی خود عکسی به ما نشان داد عکس های قبلی و بعدیش را نبینیم . فرهنگ یعنی : تا در جمعی نشستی سریع 2 تا اصطلاحی که در یک کتاب خوانده ای را به رخ دیگران نکشی . فرهنگ یعنی : خودت را صاحب نظر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:13
آدرس دقیق تر مکه: شیرخوارگاه آمنه بیمارستان محک بیمارستانهای مناطق محروم آسایشگاههای معلولین و سالمندان اسایشگاه های معلولین ذهنی پرورشگاه ها زنان بی سرپرست کودکان کار جمعیت امام علی موسسه خیریه رعد همسایه نیازمندتان دختران بی جهیزیه در نزدیکی شما و تمام خانواده هایی که با سیلی صورت هاشون رو سرخ میکنن اگر قسمتتون شد...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:11
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 02:00
خدایاااااا به دل نگیر اگر گاهی "زبانم " ازشکرت باز می ایستد.... تقصیری ندارد..... قاصر است کم میآورد دربرابر بزرگی ات.... لکنت می گیرد واژه هایم در برابرت!!! در دلم اما همیشه.... ذکر خیرت جاریست.... من برای بندگی تو هزارویک دلیل می خواهم ممنونم که بی چون وچرا برایم خدایی میکنی.....
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:58
روزی به دخترم خواهم گفت: اگر خواستی ازدواج کنی با مردی ازدواج کن که به جایﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ می گویند ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﯾﮏ ﻃﺮﻑ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻤﻊ می ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎﻧﯿﮑﻮﺭ ﻭ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺭﮊﯾﻢ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻭ ﺳﺎﮐﺸﻦ ﻭ ﭘﺮﻭﺗﺰ ﻟﺐ ﻭ ﺟُﮏ ﻫﺎ و... صحبت میکنند؛ تو را ﺑﻪ دوچرخه ﺳﻮﺍﺭﯼ، ﺗﺌﺎﺗﺮ، ﮐﻨﺴﺮﺕ ﺭﻓﺘﻦ، ﻓﯿﻠﻢ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:55
اونایی که وقتی خرشون از روی پل رد میشه پل رو خراب میکنن حواسشون باشه که اونطرف پل فقط خودشون میمونن و خرشون!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:55
امروز کامیونی رو دیدم که بر اثر سرعت بیش از حد واژگون شده و راننده فوت شده بود، نکته ای که باعث سرازیر شدن اشکام شد این بود که پشت کامیون نوشته بود "بابا منتظرت هستم سلامت برگردی" آخه چرا بابا؟...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:54
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﻤﯿﻔﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﯼ ... ﺩﺭﺩﺕ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ، ﺍﻣﺎ ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ ... ﻭ ﺩﺭﺩ ﻣﯿﮑﺸﻨﺪ. . .ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺸﻌﻮﺭﯼ ﻫﻢ ..... دقیقا ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﻩ!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:53
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:51
یه همسایه داشتیم به خانمش می گفت:"منزل".خانمش خونه ما بود. اومد دنبالش.برادرم در را باز کرد. آقاهه گفت: "منزل ما اینجاست؟ "برادرم گفت: "نه، منزل شما ته کوچه است." بنده خدا در همه خونه ها رو زده بود تا منزلش رو پیدا کنه
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:50
روباهی از شتری پرسید : عمق این رودخانه چقدر است ؟ شتر جواب داد : تا زانو ولی وقتی روباه توی رودخونه پرید ، آب از سرش هم گذشته ! و همانطور که در آب دست و پا میزد و غرق میشد به شتر گفت : تو که گفتی تا زانووووو ! شتر جواب داد : بله ، تا زانوی من ، نه زانوی تو ! هنگامی که از کسی مشورت میگیریم یا راهنمایی میخواهیم باید...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:47
اﻣﯿﺮ کبیر ﮔﻔﺖ :دوران افول و عقب ماندگی ملتها زمانی شروع شد که ; جای اندیشیدن را "تقلید" , جای تلاش و کوشش را "دعا" , جای فکر کردن به آرزوهای بزرگ را "قناعت" و جای اراده برای رفتن و رسیدن را "قسمت" وجاى تصمیم عقلانى را استخاره گرفت.
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:44
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:42
زنی به مشاور خانواده گفت: من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛ همه حسرت زندگی ما رو میخورند. سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی. امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است. پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم, چه کسی را نجات خواهی داد؟ و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:41
تازه فهمیدم که بازی های کودکی حکمت داشت: زوووو:تمرین روزهای نفس گیرزندگی آلاکلنگ:دیدن بالا پایین دنیا سرسره:تمرین سخت بالا رفتن و راحت پایین آمدن هفت سنگ:تمرین نشانه گرفتن به هدف وسطی:تمرین همیشه در وسط میدان بودن گل یاپوچ:دقت در انتخاب خاله بازی: آیین مهمانداری آسیا بچرخ : حمایت از همدیگر و متحدشدن یه قول دو قل...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:38
آدمهای منفی به پیچ و خم جاده می اندیشند و آدمهای مثبت به زیباییهای طول جاده ... عاقبت هر دو به مقصد می رسند ؛ اما یکی با حسرت و دیگری با لذت !!!.. از زندگی خود لذت ببرید و قدر ثانیه های خود را بدانید ... زمان ارزشمند است و ما یکبار بیشتر زندگی نخواهیم کرد ..
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:37
باید استراحت کنند گرگ ها تا یکدیگر را می درّند انسان ها !
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:34
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:31
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:24
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:17
ﺍﮔﺮ ﺧﺮﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺮﮔﻮﺷﻬﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﯾﺶ ﻣﺰﺍﺭﻉ ﻫﻮﯾﺞ ﻭ ﮐﻠﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﻭﺩ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺁﺏ ﻫﻮﯾﺞ ﺩﺭ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ﺷﻐﺎﻝ ﻭ ﮔﺮﮒ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﺷﮑﺎﺭﭼﯽ ! ﺗﻮﺻﯿﻒ ﺑﻬﺸﺖ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺣﺴﺮﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:09
این خارجی ها با ابداع کلمه lol به جای loud out laugh مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخ به جای ( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی!! ) نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردند !
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:08
ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ . ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﻋﺠﻠـــــــــﻪ ﺩﺍﺭﻡ ... همه میتونن ادعای آدم بودن بکنن ولی هر کسی نمیتونه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:06
ناکرده گناه در این جهان کیست بگو انکس که گنه نکردو چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات دهی پس فرق میان منو تو چیست بگو
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:03
اسمش را میگذاریم دوست مجازی.....اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته که خصوصیاتش را نمیتواند مخفی کندوقتی دلتنگی ها وآشفتگی هایش را مینویسد..وقت میگذارد برایم وقت میگذارم برایش....نگرانش میشوم دلتنگش میشوم!وقتی درصحبت هایم به عنوان دوست یاد میشود مطمئن میشوم حقیقی ست...!هرچند کنارهم نباشیم هرچند صدای هم نشنیده باشیــــم من...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:02
بنویس.. پسران کراک... دختران حامله مادران دق مرگ... پدران سگ دو برای نان... بنویس.. بابا نای نان دادن ندارد، بابا کار ندارد. بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد. بنویس .. آن بچه سرطان دارد.. هزینه هر آمپولش بیشتر از 1 میلیون تومان است.. خانه آنها پایین شهر است اشک چشمهای مادرش مروارید دارد ... بنویس.. تلاش بی ثمر. صاحب...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 01:02
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 27 فروردین 1394 00:56