طرز تهیه سریال ماه رمضان
1. روحانی یک عدد
2. پیرزن سال خورده یک عدد
3. ترک زبان یک عدد نمک سریال
4. دختر جوان و زیبا دو عدد
5. پسر جوان و جذاب یک عدد
6. زن زیبا و معصوم یک عدد ترجیحا مریم کاویانی
7. مرد میانسال دو عدد ترجیحا امین تارخ
8 - بهشت زهرا یک بار
9 - امام زاده نا مشخص یک بار
10 - مسجد بی نام و نشان یک بار
11 - جوانان ریشو با نامهای ائمه و بسیار قابل اعتماد چند نفر
12 - جوانان پولدار غیر قابل اعتماد با نام های اصیل ایرانی چند نفر
13 - تعدادی پلیس ، معتاد ، اهالی و کسبه محل به مقدار لزوم
طرز تهیه:
ابتدا همه را جز آقای روحانی در یک قابلمه ریخته و سپس خوب بهم می زنیم تا به اندازه کافی بهم بخورند و بهم بریزند. سپس آقای روحانی را بعنوان مشکل گشا وارد قابلمه می کنیم. بعد از نیمساعت قهرمان داستان را به مسجد و امامزاده میفرستیم تا حدود 100 لیتر آب غوره فرد اعلا تولید کند سرانجام در قابلمه را بر می داریم و جلوی 70 میلیون می گذاریم.
در ایران معلم صندلی خود را وسط کلاس میگذارد و شش دانش آموز دور آن میدوند .. معلم دست میزند هر کس موفق شود روی صندلی بنشیند برنده است و بقیه بازنده میشوند و کینه شخص برنده و معلم را نگه میدارند
در ژاپن معلم چهار صندلی وسط کلاس میگذارد و شش دانش آموز جلوی صندی ایستاده اند (نمیدوند) هر گاه معلم کف زد همه آن شش نفر باید روی آن پنج صندلی خود را جا دهند وگرنه همه بازنده اند
واینگونه است که از کودکی یاد گرفته ایم برای برنده شدن باید دوید و دیگران را پس زد .. و اگر برنده نشویم کینه ای میشویم
و ژاپنیها همیاری برای برنده شدن همه را یاد میگیرند و آن کشور همیشه برنده را ساخته اند
اینگونه شده است که وقتی سوار اتوبوس یا مترو میشویم خود را برنده دانسته و جا برای دیگری باز نمیکنیم
اینگونه است که فقط به فکر خویش هستم و نمیدانیم که اگر به فکر همه باشیم خودمان هم جزو همه خواهیم بود
فرهنگ ما طنز تلخی است که فقط شعارش و غرورش بی جایش بر جای مانده است!!
پس بیایید حد اقل به فرزمدانمان و دانش آموزانمان یاد بدهیم که چگونه آینده این مرز و بوم را بسازند . چرا که ما آن را ویران کرده ایم!!!
..
حال که من دوستت دارم دموکراسی را فراموش کن...
بودنت باید فقط مال " من " باشد
شب و خواب برای بچههاست . که قصه میشنوند ، که خواب میبینند . آدم بزرگها شب وخواب ندارند . فقط هوا تاریک میشود وآدم بزرگها چشمهایشان را از ترس بر تاریکی میبندند ...
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم
غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنیم
کودکی جان می دهد از درد فقر و ما هنوز
چشم می بندیم و هرشب خواب راحت می کنیم
عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود
ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم
ما که بردیم آبرو از عشق، پس دیگر چرا
عشق را با واژه هامان بی شرافت می کنیم؟
کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی
با همیم اما چرا احساس غربت می کنیم؟
من به این مصرع یقین دارم که روزی میرسد
سوره ای از عشق را با هم قرائت می کنیم
خدایش نظرت چیه درمورد این حرف....
همیشه از اون پاهایی پشت پا میخوری....!!!
که از سر دلسوزی............!!!!!!!
خودت نشستی بند کفشاشو بستی......!!!
اونم با چه دقتی..........!!!!
اگه به این فکر کنی که همه از تو بیشتر میدونن و می فهمن، با اشتیاق بیشتر و خیالی آسوده تر زندگی میکنی. . . ولی زحمت فکر کردن اینچنی همه را به گردن نگیرید!!!
سخت ترین کار دنیا :
آزاد کردن اسیرانی است که"
"زنجیرهای خود را می پرستند"...
: "در جامعه ای که خرد حاکم نیست" "خردمندی ، دقیقا معادل دردمندی است..."
فوایدخر!
توزندگی اگه میخوای موفق باشی
باس خرت بره..
خرت بیاد..
خرشانس باشی..
خرخون باشی..
خرپول باشی..
خرت بروداشته باشه..
اصن میزان خوبی این خر که در درون آدم هستش باخوشبختی اون فرد رابطه مستقیم داره!!
ازقضا، خر ماازکره گی دم نداشت، خرشماچطور؟!
#tantalarsham
@tantalarsham
..
ﯾﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻥ
.
.
.
.
ﺗﮏ ﺧﻮﺭﯾﻪ
ﺷﻤﺎ ﻓﮏ ﮐﻦ ﻣﺚ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ،
ﯾﻪ ﺳﻮﮊﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﺮﺩﻥ ﻫﺸﺘﺼﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﺎﺷﻮﻧﻮ ﻣﯽ ﮐﺸﻮﻧﺪﻥ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﻣﻮﻥ ﻣﯿﻮﻣﺪ....
ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﺪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﺍ ﻭ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺗﻮ ﭼﯿﻪ؟!!!
.
.
.
.
ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﭘﺸﻪ ﺭﮒ ﺁﺩﻡُ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﻪ ؛
ﻋﻤﺮﺍ ﺍﮔﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﺍ ﺑﺘﻮﻧﻦ .
تو جهنم دیدن بعضیا از انگشت آویزونن !!!!…..
پرسیدن اینا چیکار کردن؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
ندا آمد که
اینا کسایی بودن که توگروه فقط با انگشت صفحه گوشیشونو بالا و پایین میکردن تا پُستا رو بخونن و خودشون چیزی نمیفرستادن!!!!
از انگشت آویزون نشیم ...صلواااااات...
سلامتی بهروز وثوق:که گفت...
خدایـــــا . . .؟!
دِ آخِــــه نــــوکَــــرِتَــــم . . .
چِـــــرا اِ نقَـــــد بــــاهــــام کَلَنجــــار میـــــرے؟؟؟
مَگِـــــه مَـــــن "هَـــــم قَــــــد" تــــــوأم؟؟!!
قهوه خوشمزه است
خوشمزگی اش
به همان
تلخ بودنش ست
وقتى میخوریم
تلخی اش را تحویل نمیگیریم
اما
می گوییم چسبید
زندگی هم روزهای تلخش
بد نیست
مث قهوه می ماند
تلخ است
اما
لذت بخش....
تلخی هایش را تحویل نگیر.
بخند و بگو عجب طعمی!!!!
یک نکته
وقتس آخر اسمی حرف ه میگذاریم دو معنی دارد
در عربی معمولا اسامی مونث آخرش حرف ه دارد
در فارسی عامیانه حرف ه آخر اسامی معی یک یا ی میدهد
مثلا پسره = یک پسر ... یا پسری
دختره = یک دختر .. یا دختری
پدره = یک پدر یا پدری
اخیرا معنی حرف ه در آخر اسامی تغییر ماهیت داده است و بطور عامیانه وقتی میخواهیم کسی را تحقیر و کوچک جلوه دهیم از این ه استفاده میکنیم
بطور مثال جریان کم عقل و کودن جلوه دادن دختران این مرز بوم در جوکها از دختره استفاده میشود و برای پسران از پسره و ...
اینجا کاربرد حرف ه به معنی کوچک و حقیز است
مثلا زنه ... یعنی یک زن کوچک و حقیر
شاید مخالف باشید اما در ضمیر ناخودآگاه خود اینگونه تاثیر گذاشته ایم
فرض کنید اگر میخواستیم در پسری یا دختری مطلبی بنویسیم که ارزش او را بالا ببرد ایا میگفتیم دختره یا پسره؟
بله میگفتم یک دختر یا یک پسر
تاثیری که حروف و کلمات در ذهن و ضمیر ما دارد قابل وصف نیست .
بیاید این کار را از فرهنگ گفتار و نوشتاری خود برداریم و با دست خود به خود ضربه نزنیم
نظرات شما ارزشمند خواهد بود اگر چه مخالف باشد
سپاس
آرشام
ویکتور هوگو در کتاب بینوایان جمله ای را گفته و بیان کرده که یک دنیا توش حرف و معنی نهفته و آخر شاهکار و خرد هست و اون جمله اینه: مرا برای دزدیدن تکه نانی به زندان بردند..
و پانزده سال در آنجا هر روز یک قرص نان کامل مجانی خوردم
(ژان وال ژان – بینوایان)